کتاب سینما:  « یک روز » (نام فیلم را می توان بصورت « روزی در آینده » هم خواند ) اقتباسی است 1از کتاب پرفروشی به همین نام به قلم آقای دیوید نیکولس. من شخصاً کتاب آقای نیکولس را نخوانده ام اما با کمی جستجو متوجه شدم که داستان آن درباره عشق و عاشقی و این چیزهاست.

 کسانی که کتاب « یک روز » را خوانده اند معتقدند که این کتاب از بس که عشق را زیبا توصیف کرده، خواننده اش را به گریه می اندازد. خب بنابراین توصیفات احساسی به نظر می رسد که « یک روز » باید فیلمی آکنده از احساس باشد. اما کاراکترهای « یک روز » کم فروغ تر از آن هستند که بتوان آنها را باور کرد. ابتدا نگاهی به داستان بیندازیم :

کارگردان : لان شرفیگ

نویسنده : دیوید نیکولز

بازیگران : آن هاتاوی، جیم استراگس، تام میسون، جودی ویتاکر و .... / ژانر : درام / محصول آمریکا / 2011 / زمان : 108 دقیقه

درباره فیلم :
اِما مورلی ( آن هاتاوی ) و دکستر میهیو ( جیم استارگس ) دو دانشجویی هستند که تمام مدت شب فارغ التحصیلی شان را در کنار یکدیگر سپری می کنند. این شب به قدری برای آنها لذت بخش و خاطره انگیز می شود که آنها تصمیم می گیرند با یکدیگر عهد ببندند تا هر سال در روز 15 جولای  یکدیگر را ملاقات کنند تا به این ترتیب هم یاد قدیم را زنده کرده باشند  هم اینکه یکدیگر را در جریان کار و زندگی و پیشرفتهایشان قرار بدهند.اِما که از طبقه پائین جامعه است ،بعد از فارغ  التحصیلی از دانشگاه شغلهای مختلفی را انتخاب می کند اما در نهایت به دلیل آنکه بسیار به نویسندگی علاقه دارد تصمیم می گیرد زندگی اش را در این مسیر پیش بگیرد و در این راه هم روز به روز موفق تر می شود . دکستر هم به دلیل وضعیت خوب مالی و اجتماعی که خانواده اش دارد خیلی زود تبدیل به یک چهره مشهور تلویزیونی می شود و محبوب دل هزاران دختر. سالها از زمان فارغ التحصیلی می گذرد و حالا اِما یک نویسنده محبوب کتاب کودکان است اما دکستر رفته رفته به دلیل موقعیت شغلی ایی که دارد ، به سمت الکل و مواد مخدر کشیده می شود 2و به عبارت ساده تر اخلاق را می بازد. حالا نوبت دوست قدیمی دکستر یعنی اِما هست که او را از این منجلاب خارج کرده و معنی واقعی زندگی را به او بفهماند!.
احتمالی کسانی هم کتاب را نخوانده اند به خوبی متوجه خواهند شد که این داستان قدرت کِشش بسیاری برای مخاطبش خواهد داشت و با کمی دقت و قرار دادن لحظه های احساسی و دیالوگهای عاشقانه، می توان به نتیجه ی مطلوبی رسید. ظاهراً آنطور که خوانندگان کتاب گفته اند، « یک روز » بر روی کاغذ قدرت تاثیر گذاری بالایی بر روی مخاطبش داشته است اما چیزی که من بر روی پرده سینما دیدم تنها تلاشی نافرجام برای ایجاد یک « داستان عاشقانه » محبوب دیگر بوده است.
متاسفانه شخصیت اِما و دکستر در فیلم مابه ازای بیرونی ندارد و شما کمتر می توانید 2 نفر را پیدا کنید که تا بدین حد عاشق و البته خِنگ باشند!.اجازه دهید به شما اعلام کنم که کلاً در فیلم با چه چیزهایی روبرو خواهید شد :
اِما که آن هاتاوی نقشش را بازی می کند دختری از طبقه پائین جامعه است که به نظر می رسد از همان ابتدا عاشق دکستر شده اما به دلیل حجب و حیا! یا هر چیز دیگر، احساسش را به وی نمی گوید و حالا او بعد از ناامید شدن از دکستر تصمیم می گیرد با یک شخصیت عجیب و غریب به نام ایان ( رافائل اِسپال ) که قصد دارد یک کمدین بزرگ شود، رابطه برقرار کند. این رابطه همانطور که انتظار دارید به جدایی می کشد و... حالا در آنطرف قضیه آقای دکستر وجود دارد که با هر دختری3 که دور و برش بوده رابطه برقرار کرده و اِما هم این را به خوبی می داند و... تا اینجای کار فیلم مشکلی ندارد اما در نیمه دوم فیلم همه چیز رنگ عوض می کند. دکستر بعد از اینکه الکلی می شود ناگهان یادش می افتد که بابا این اِما عجب دختری بوده و ما نمی دانستیم! و به همین راحتی یک ثانیه ایی پیش اِما بر می گردد و اِما هم که خب یجورایی فرشته نجات است، یک نظم و ترتیبی به زندگی این آقای دکستر می دهد و ...
اما فیلم در هسته خود مشکلات فراوانی دارد. متاسفانه « یک روز » نه آنقدر صادق است که تماشاگر با شخصیت های داستان احساس صمیمیت کند و نه آنقدر پیچیده است که تماشاگر را به تفکر وا دارد. فیلم در لحظاتی به شدت بین دکستر و اِما رمانتیک می شود و در صحنه ی بعد هر دوی آنها زندگی شان را مانند سابق دنبال می کنند، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده؛ به این ها اضافه کنید دیالوگ هایی را که نمونه دومش فقط در یک کتاب یافت می شود. باید گفت که آقای نیکلوس نتوانسته به خوبی شخصیت های کتابش را به سینما بیاورد و روح و جسمی طبیعی به آنها ببخشد. شخصیت هایی که او در فیلمنامه اش آنها را ترسیم کرده، چیزی مابین کتاب و فیلم است، به همین جهت مخاطب نمی تواند ارتباط درستی با آن برقرار کند.

خانم لان شرفیگ کارگردان این فیلم که پیش از این فیلم تحسن شده « an education » را با حال و هوایی نسبتاً مشابه از او دیده بویدم ، متاسفانه در « یک روز » اثر چندان درخشانی از خود بجای نگذاشته است. فیلمی که او ساخته آکنده از صحنه های آغوش کشیدن اغراقی است که احتمالاً فقط باب دل خانمهای جوان قرار خواهد گرفت!. خانم شرفیگ در « an education » ثابت کرده بود که توانایی خوبی در قصه گویی دارد اما وی در « یک روز » سرگردان در زمان است. شرفیگ در « یک روز »  مدام در حال تغییر زمان فیلم است بدون آنکه توض4یحی دهد چه در زندگی شخصیت های داستانش در این مدت سپری شده. این تغییر مکرر زمان فیلم بهانه خوبی به دست تماشاگر می دهد تا اصلا پیگیر اتفاقات فیلم نباشد و صرفاً تنها گوش به حرفهای تکراری شخصیت های داستان بسپارد که ظاهراً زمان هم تغییری در نوع صحبت و تفکر آنها ایجاد نمی کند. نکته ایی که همیشه به آن اعتقاد داشتم این بوده که کارگردانان زن در آثارشان ترجیح می دهند تا نقش زنان را پر رنگ تر نشان دهند و این اتفاق دقیقاً در « یک روز » رخ داده. خانم شیفنر در « یک روز » تا جایی که می توانسته سعی کرده شخصیت اِما را مهم جلوه دهد و این تاکید بیش از حد بدجوری در فیلم خودنمایی می کند. نمی خواهم به خانمها خرده گرفته باشم اما شما با تماشای هر پلان این فیلم به راحتی متوجه خواهید شد که یک خانم آن را کارگردانی کرده است!.

بازیگران « یک روز » اما کار خود را به خوبی انجام داده اند . بازی خوب آن هاتاوی و جیم استارگس مهمترین دلیل خارج شدن « یک روز » از پرتگاه است. آن هاتاوی که در این فیلم به خوبی با لهجه انگلیسی صحبت می کند، بازی بسیار خوب و گیرایی در نقش اِما داشته است. هاتاوی برعکس انتظارم به خوبی توانسته به شخصیت اِما که سن و سالش در طول فیلم افزایش پیدا می کند ، جان ببخشد؛ شاید بهتر است دیگر به او به چشم یک بازیگر دم دستی نگاه نکنیم!. جیم استارگس در نقش دکستر اگرچه بازی خوبی ارائه داده اما در مقایسه با  هاتاوی ضعیف تر است. شاید اگر خانم شرفیگ تا بدین حد به اِما نمی پرداخت و کمی هم دکستر را می دید، اوضاع او هم مانند هاتاوی عالی بود. همین کم توجهی خانم شرفیگ به شخصیت دکستر سبب شده تا شیمی این دو در بعضی لحظات شکل درستی به خود نگیرد. اما بهترین بازیگر این فیلم پاتریشیا کلارکسون است که نقش مادر دکستر را ایفا می کند. بازی خانم کلارکسون بسیار پرانرژی است. ای کاش مدت زمان بیشتری به رابطه او و پسرش اختصاص پیدا می کرد.

در کل پیشنهاد می کنم اگر سر کِیف هستید فیلم « یک روز » را ببینید. این فیلم پُر است از صحنه های عاشقانه و به آغوش کشیدن مکرر که نمی دانم چرا اینقدر تعدادشان زیاد است!. اگر می خواهید فیلمی ببینید که یک دختر و پسر در تمام مدت عمرشان فقط به فکر همدیگر هستند و از دنیا غافل، « یک روز » فیلم شماست. نظر شخصی بنده این است که « یک روز » را به چشم یک فیلم آخر هفته ایی ببینید و تلاش هم نکنید که آن را حتما ببینید.

 

http://cinemabook.ir/index.php/ganre/deram/1031-hatavey.html